تلاش یک قرآن پژوه برای یک قرآن پژوه دیگر
رخت جان سوي سراپرده قرآن آرند
ليلا ملك محمدي: محمدمهدي فولادوند كه در نخستين روز زمستان سال 1299 در شهر اراك بهدنيا آمد روزهايي سرد و سوزناك را زيست و با خواندن قرآن و ترجمه مصحف شريف به فارسي و فرانسه، سرديهاي روزگارش را گرم كرد.
او كه 30 سال از عمر خود را به ترجمه فارسي قرآن اختصاص داد،در روزگاري كه برخي قرآن را ترجمهناپذير ميدانستند و برخي نيز به ترجمه لفظ به لفظ اين كتاب آسماني اقدام ميكردند، ترجمهاي مفهومي، زيبا و در عين حال وفادار از قرآن به دست داد و نخستين ترجمه ادبي قرآن به فارسي به نام فولادوند رقم خورد.
فولادوندكه در دانشگاه سوربن پاريس درس خوانده بود، براي آشنايي فرانسويزبانان دنيا با قرآن و نيز با هدف خرافهزدايي از ترجمههاي پيشين مصحف شريف، كتاب آسماني مسلمانان را به فرانسه نيز ترجمه كرد. او كه عضو دائمي انجمن نويسندگان فرانسهزبان و نيز عضو انجمن شاعران فرانسه بود، حدود 40 جلد كتاب ترجمهاي و تأليفي در كارنامه قلمي خود ثبت كرد و نزديك به 10هزار بيت شعر نيز سرود.
اين مترجم قرآن به فارسي و فرانسه، سحرگاه روز نوزدهم مرداد 87 همه تأليفات و ترجمههاي خود را به يادگار گذاشت و با خيالي آسوده به ديدار صاحب قرآن شتافت. او در اسفند 86 به اين نتيجه رسيده بود: «كارهاي ناكرده زيادي دارم، اما حالا فقط از خدا ميخواهم تا روحم را بهخود متصل كند و از اين تن خاكي رها شوم. البته ميدانم اگر خودم هم نباشم، پسرم هست تا آنها را به پايان ببرد.»
مرگ فولادوند براي خانوادهاش و مترجمان و پژوهشگران قرآن شوك نبود؛ چراكه سالها در گوشهاي از اتاق كوچكش با بيماري كنار آمده بود و با حسرت، چشمهاي نيمهبازش را به قفسهكتابهايش ميدوخت. اما مرگ اين اديب و محقق، براي بسياري سوزناك بود و آه بسياري را از نهادشان برآورد و اشك حسرت را برچشمان شاگردانش و نيز مترجمان قرآن نشاند.
محمدمهدي فولادوند در زمان حيات، دوستان و شاگرداني داشت كه همواره در محافل و مجالس قرآني از او ياد ميكردند و بيماري او را متذكر ميشدند و از مسئولان ميخواستند تا به اين استاد توجه كنند.«مسعود انصاري» يكي از اين دوستان وفادار فولادوند است كه البته خودش نيز ترجمهاي از قرآن به فارسي دارد. او ترجمه فولادوند را از دقيقترين ترجمههاي پس از انقلاب ميداند و معتقد است اين ترجمهها بهدليل دقت بيش از حد، بر ترجمههاي پس از خود تأثير قابل توجهي گذاشته است.
«معصومه يزدانپناه» نيز يكي از شاگردان وفادار استاد فولادوند است كه در روزهاي آخر زندگي اين استاد، مدام به ايشان سر ميزد و پاي درددل همسر و فرزندان اين مترجم مينشست. او كه خود مترجم قرآن به دو زبان فارسي و انگليسي است، صبر و حوصله اين مترجم را در كلاسهاي درس مثالزدني دانست و گفت: «استاد فولادوند وقت گرانبهايش را بدون هيچ چشمداشتي در اختيار شاگردانش قرار ميداد و اگر در درك آيهاي به مشكل برميخورديم، ايشان به خوبي آن آيه را براي ما قابل درك ميكرد.»
فولادوند حدود 30سال در دانشگاههاي ايران به تدريس فلسفه، فرانسه، زيباييشناسي و تاريخ و مذاهب و فرهنگ ايران پرداخت و با وجود اين سابقه، هيچگاه به استخدام رسمي درنيامد و همين مسئله باعث شد كه زندگي سختي داشته باشد. طاهره صفارزاده در اينباره ميگويد: «مترجمان و خادمان قرآن همه زندگي خود را وقف مصحف شريف كردهاند؛ بنابراين بايد مورد حمايت مسئولان فرهنگي قرار بگيرند؛ آنهم در زمان حيات.» مسعود انصاري نيز با اظهار تأسف از بيتوجهي مسئولان به زندگي محمدمهدي فولادوند، زندگي سخت اين خادم قرآن را يادآوري كرد و گفت: «درست است كه مترجمان قرآن انگيزههاي الهي دارند و چشم اميد به مسئولان ندوختهاند اما مسئولان بايد به فكر اين افراد باشند و تدبيري بينديشند تا اين خادمان قرآن در زمان حيات از حداقل رفاه مالي برخوردار شوند و خيالشان از بابت هزينههاي ابتدايي زندگي راحت باشد؛ نه اينكه تا اين افراد ـ كه معمولا هم زندگيهاي سختي دارند ـ ميميرند، مورد تجليل واقع شوند. مترجمان قرآن آنقدر كارشان باارزش است كه هم در زمان حيات و هم پس از مرگ بايد تجليل شوند.»
معصومه يزدانپناه، با يادآوري بيماري سخت استادش، ميگويد:«استاد فولادوند فرصت اين را نيافت تا بسياري از حرفهايش را براي جامعه بيان كند يا بهتر بگويم به اين استاد فرصت حرفزدن داده نشد و حالا كه ايشان در بين ما نيست، بايد دستنوشتههايش منتشر و روي آرا و نظرات ايشان بحث شود.»
پس از مرگ فولادوند، برخي از مسئولان پيامهاي تسليتي را به رسانهها مخابره كردند. محمدحسين صفارهرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از آن جمله بود كه در پيامش گفته است: «مرحوم فولادوند كه انديشهاش قرآني بود و تلاشش در راستاي زنده نگهداشتن و جاودانه ساختن كلامالله، با همت و تلاش بيدريغش، رسالت بزرگي را بر دوش كشيد، تا در سايه آن، جهانيان از گنجينه بينهايت كلام آسماني بهرهمند شوند. فولادوند با ترجمه قرآن، نامش را در سپهر ايران جاودانه ساخت. فولادوند در اين عرصه سترگ خوش درخشيد و توشه پرباري از اين دنياي خاكي و فاني اندوخت.»
محمد خاتمي، رئيسجمهور پيشين كشورمان نيز در پيامي، درگذشت محمدمهدي فولادوند را خسارتي جبرانناپذير دانسته و گفته است: «بيترديد خدمات فرهنگي اين عزيز، نقش مهمي در اعتلاي فرهنگ ديني داشته است. براي روح پاك او از خداوند طلب مغفرت و آمرزش ميكنم و به همه دوستداران علم و ادب و دين، تسليت گفته و صبر و اجر براي بازماندگان معزز آرزومندم.»
اينكه محمدمهدي فولادوند همه عمر خود را صرف تحقيق و تدريس كرد بر كسي پوشيده نيست و اينكه او با تسلط به زبانهاي عربي، فارسي و فرانسه، قرآن را با ويژگيهايي منحصر به فرد به دو زبان فارسي و فرانسه ترجمه كرد نيز بر همه واضح است، اما نوع زندگي اين خادم قرآن را كمتر كسي ميداند. او از ابتداييترين امكاناتي كه يك جامعه ميتواند در اختيار نخبگانش قرار دهد بيبهره بود و با وجود اينكه بسياري او را ميشناختند و با خدماتش به فرهنگ ايران و اسلام آشنا بودند، در سالهاي پاياني عمرش در غباري از فراموشي به سر برد.
تاریخ ورود خبر: 20 مرداد 1387 ساعت 12:57
تاریخ تایید: 20 مرداد 1387 ساعت 16:37
تاریخ به روز رسانی: 20 مرداد 1387 ساعت 17:28
لینک خبر: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=63819