بسم الله الرحمن الرحیم

با حمد و سپاس فراوان از یکتا قادر مطلق، در نظر داریم هر ماه، پیاپی از نماز، این حکم الهی برای خوانندگان محترم مجله ی بانو بیانی داشته باشیم باشد که سهمی کوچک در فهماندن مطالب دست ما را بگیرد و این فرما وحکم الهی به صورت واضح وپر معنی بیان شودو روزی حداقل پنج بار با فکری باز وفهمی بالا این مهم را به انجام رسانیم.

نماز یک فریضه ی بزرگ الهی و عالیترین فرمان خداوند و بهترین حالت انسان در پیشگاه خداوند میباشد.

نخستین حکم الهی نماز بود که چند روز پس از بعثت پیامبر خاتم حضرت محمد (ص )توسط جبریل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیامبر (ص) با تعلیم پیک وحی آن را معمول داشت. پس از پیامبر نخستین کسی که آن را بپا داشت حضرت علی (ع) وآنهم در سن نه سالگی بود که در خانه پیامبر به سر می برد، چون پیامبر وضوع گرفت او هم وضو گرفت و وقتی رسول خداوند به نماز ایستاد او هم در آن سن وسال پشت سر پیامبر خداوند نماز جماعت گزارد واولین اقامه نماز او به جماعت بود و خدیجه همسر پیامبر خداوند اولین زن نماز گزار هم پشت سر علی (ع).

علی در نماز به گونه ای با معشوق سخن می گفت که: در یکی از جنگ ها تیری به پای آن حضرت اصابت کرد و هر چه تلاش کردند نتوانستند آن را در آورند چون این خبر به پیامبر (ص) رسید ایشان فرمودند : وقتی علی مشغول نماز شد تیر را از پای او درآورید.

نماز بارزترین مصداق ذکر خداوند است. ذکر در لغت به معنای حفظ مطا لب و معارف آمده با این تفاوت که حفظ به معنای بدست آوردن در ابتدای امر گفته می شود و ذکر به ادامه و حاضر داشتن آن، آن حضور گاهی قلبی است و گاهی قولی وبه همین سبب ذکر را به دو قسم قلبی و زبانی تقسیم کرده اند، و نماز مصداق حقیقی ذکر الهی است و این فریضه در همه ی شرایع و ادیان الهی جزء فرایض واجب بوده و خداوند در قرآن کریم تصریح کرده است :« اقم الصلوة لذکری » نماز را بپا دارید تا به یاد من باشید.(طه :14)

بنا بر آیه « استعینوا بالصبر و الصلاة » از صبر و نماز یاری بجویید. (بقره:42)؛ متوجه می شویم که در حال قیام به نماز نفس آدمی در اثر توجه به مبدا اعلی و خالق یکتا از اضطراب درونی دور شده و سختیها و ناملایمات را از یاد می برد. پس یاد خداوند آرام بخش دلها از همه یاس ها و نا آرامی ها بوده و نماز روشن ترین مصداق از ذکر الهی است.

نماز عامل باز دارنده لغزشها و تکیه گاه امن و مامن مستحکم انسانهایی است که هر گز نفس خود را از افتادن در مهلکه حوادث مصون نمی بینند و به همین علت است که در قرآن کتاب خداوند نماز مورد اهمیت زیاد واقع شده زیرا حدود 114 مورد این کلمه در قرآن بکار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است.

علی (ع) در خطبه 199 نهج البلاغه می فرماید: نماز را چنانکه باید بر پا دارید؛و در حفظ و ادای آن کوشا باشید و هر چه بیشتر به جای آورید و به وسیله آن به خداوند تقرب جویید زیرا که خداوند در قرآن می فرماید : نماز فریضه ای است که در وقت معین بر اهل ایمان واجب شده است. آیا پاسخ دوزخیان را شنیده اید که وقتی طبق گفته خداوند در قرآن از آنان پرسیده می شود ؛چه چیز شما را به دوزخ افکند؟ می گویند: ما از نماز گزاران نبودیم.

پیامبر گرامی (ص) نماز را به چشمه آب گرمی تشبیه فرمودنند که بر در خانه ی مردم می باشد و صاحبان خانه شبانه روز 5 بار از آن شستشوی می کنند ؛در این صورت چرکی در بدن آنان باقی نخواهد ماند.

علی (ع) در شب قدر در حال نماز ضربت خورد و چه خوش گفت حافظ شیرین سخن :

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند / چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند / من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب / مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند / هاتف آن روز به من مژده این دولت داد / که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند.

خداوند قرآن را به انسان آموخت « الرحمن  علم القرآن  خلق الانسان  علمه البیان » (الرحمن:1-4) و آموختن قرآن بزرگترین نعمت پس از نعمت آفرینش به او معنا گرفت. «انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون » ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا بتوانید در آن تعقل کنید.

حال این سخنان عربی چگونه در قلب رسوخ می کند و انسان کوشا را به دنبال خود می کشد؟

فهم عمیق آیات قرآن نیاز به تبیین و توضیح برای روشن شدن دارد پس نماز که حمد اصلی ترین متن صریح آن است باید فهمیده شود؛ برای این منظور سوره حمد را به زبان سلیس و روان فارسی معنی می کنیم تا این سوره برای همه افراد جامعه قابل فهم باشد.

وقتی انسان جستجو گر نعمتهای خداوند را در کران تا کران هستی می نگرد و به آنها می اندیشد در می یابد که روشن ترین و عالی ترین و راستگو ترین گواه نعمتهای آفریدگار هستی خود اوست ؛ با نام بلند و پر شکوه او زندگی نوینی را آغاز می کند و نما را شروع می کند «الله اکبر » «بسم الله الرحمن الرحیم» خداوند بزرگ است ؛ به نام خداوند بخشنده بخشاینده.

آنگاه در می یابد که دو وصف و دو ویژگی او  رحمان  و رحیم است و او بخشنده و بخشاینده است؛ در وجود خود احساس آرامش می کند و پس از ایمان و اقرار به یکتایی آن بخشاینده نعمتها، به ستایش ذات بی همتا بر می خیزد که «الحمد الله رب العالمین » ستایش خاص خداوند ، پروردگار جهانیان است.

بیشتر تفکر می کند و پی می برد تنها او نیست که نعمتهای خداوند به وی ارزانی شده است بلکه همگان از این خوان پر برکت و گسترده بهره ورند و در می یابد که فقط پروردگار جهانیان است که رزق و روزی همه را ارزانی می دارد و او به راستی رحمان است و زمانی که نافرمانی و ناسپاسی مردم را در برابر نعمتها می نگرد و می بیند که مردم به جای سپاس نعمتها ناسپاسی و گناه می کنند وبا این حال ارزانی دارنده ی نعمتها به آنان مهر می ورزد و نعمتها را از آنها نمی گیرد ؛ یقین می کند که او براستی رحیم  است؛ «الرحمن الرحیم » بخشنده ی بخشاینده.

انسان با تدبر وقتی در این مرحله به رفتار و کردار مردم نظر می کند و می بیند روابط آنان با یکدیگر ظالمانه است و کسی حقوق دیگری را رعایت نمی کند ؛ در می یابد که باید روزی باشد که حقوق پایمال شده ستمدیدگان از ستمگران گرفته شود  و آن روز ، روز کیفر و پاداش واقعی است و اینجاست که در ایمان خود استوارتر می شود که به درستی او مالک روز حساب است. «مالک یوم الدین » مالک روز جزا.

و با دقت و دریافت این حقیقت که آفریدگار او و سراسر هستی ؛ روزی بخش و پر مهر است ،میمیراند و حیات می بخشد ، پدید می آورد و دگرگون می سازد، اما خود ذات بی همانند و پر اقتدار است که جاودانه است، به کمال یقین می رسد که جز او هیچکس شایسته ی پرستش نیست و به اوج توحید گرایی پر می کشد، او رشته ی سخن را دگرگون می سازد، رو به بارگاه خداوند می آورد و می اندیشد که برای حیات شایسته و نجات از آفتها و هجوم آرا و دیدگاههای متفاوت و متضاد، باید از کسی که فرمانروای هستی است، یاری بطلبد، به همین جهت، برای موفقیت در بندگی خداوند و کسب اسباب و وسایل رهایی و پیروزی، از آن سبب ساز مساعدت می خواهد و با همه ی وجود نیایش می کند که «ایاک نعبد و ایاک نستعین » تنها تو را بندگی می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم.

انسان با رسیدن به این مرحله از شناخت و پس از آنکه در راه راست، استوار و ثابت قدم شد، از شدت درک و فهم، میان بیم و امید قرار می گیرد، می ترسد بر ایمان او لغزشی پیش آید و گناهی از او سر زند زیرا او شنیده است تنها پیامبران و امامان و چهره های معصوم و پاک، خدا ساخته اند و از اشتباه و وسوسه ها مصون، از این رو، با همه وجود پایداری و ثبات قدم در پیمایش راه حق را از خداوند می طلبد و نیایشی برای پاک ماندن خودش از اشتباه و وسوسه ها می یابد و نیایشگرانه می گوید« اهدنا الصراط المستقیم» ما را در راه راست رهنمون باش.

واژه "صراط" و "مستقیم" بسیار جامع و کامل و در بر دارنده ی همه ی مقررات و برنامه های سعادت آفرین زندگی از یک سو و تقاضای موفقیت در میدان عمل به مقررات از سوی دیگر، و نیز پیروزی از کسانی است که خداوند فرمانبرداری آنان را واجب ساخته و آنان را سرمشق و الگو زندگی قرار داده است. انسان توحید گر و حق طتب پس از آگاهی از تمامی این حقایق و پیمودن این پله های کمال و جمال، در می یابد که خداوند بندگان شایسته ای دارد که مشمول الطاف و نعمتهای اویند و اینان برگزیده از طرف خداوندند، و باید از خداوند بخواهد که او را نیز در زمره ی آنان قرار دهد، تا گمراهان و گمراهگران که دشمن حق و فضیلتند و از دیدن حقیقت کور و با راه اعتدال مخالف، و آفریدگار هستی آنان را مورد خشم قرار داده است و رسوایی دنیا و کیفر سخت آخرت را برای آنان فراهم ساخته است، نتوانند او را گمراه سازند، و بدینسان با توکل به خداوند و روی آوردن به بارگاه او، از شرارت آنان مصون و محفوظ بماند. آری، چنین انسانی با این شناخت و اندیشه روشن و هدفهای بلند است که با همه ی وجود خود بر زبان می راند «صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین »راه کسانی که بر آنان نعمت دادی نه آنان که مورد خشم قرار گرفته اند و نه گمراهان.

تسبیح گویان می فهمیم که آغاز این سوره با حمد و ستایش پروردگار شروع شده و با ابراز ایمان به مبدا و معاد (خدا شناسی و ایمان به رستاخیز) ادامه می یابد و با تقاضاها و نیازهای بندگان پایلن می گیرد، اسلام بر خلاف بسیاری از مذاهب دروغین و ساختگی یا تحریف شده که میان "خداوند" و "خلق" واسطه هایی قائل می شوند به تو ای انسان دستور می دهد که بدون هیچ واسطه ای با خداوند ارتباط بر قرار کنی، که تنها او را می بینی و تنها با او سخن می گویی و پیام او را با گوش جان می شنوی، حتی هیچ پیامبر مرسل و فرشته ی مقربی در این میان واسطه نیست و شگفت آنکه این پیوند و ارتباط مستقیم خلق با خالق آغاز گر قرآن مجید است.

این سوره اساسا با سوره های دیگر قرآن کریم از نظر لحن و آهنگ فرق روشنی دارد زیرا، سوره های دیگر همه به عنوان سخن خداوند است،اما سوره ی حمد از زبان بندگان نازل شده است و به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش می آموزد.

                    

 

   نوشته شده توسط معصومه  یزدان پناه در مجله بانو   ۱۳۸۶